یکی از مهمترین بخش های صنعت نفت صنعت حفاری چاه های نفت و گاز جهت رسیدن به نفت و گاز و بهره برداری آنهاست. برای اینکار از سکوهای حفاری استفاده می شود. اما ایرانی هایی که در این سکوها کار می کنند (مخصوصاً جنوب کشور) فرهنگ لغات خاض خود را دارند که به شرح زیر است؛
حافیظ: office - دفتر کار- تلفظ صحیح آن آفیس است.
هِر حوض: Air Hose - شلنگ هوا - تلفظ صحیح آن ایر حوض است.
طناف: طناب
پوک: پتک
ژالی گراف: geoligraph - وسیله ای که عمق حفر شده را بصورت گراف نمایش می دهد. - تلفظ صحیح آن جِوُلیگراف است.
مَد باکس: mud box - جعبه گل حفاری را گویند. تلفظ صحیح آن ماد باکس است.
پُرودَکتور: protector - محافظ - تلفظ صحیح آن پروتکتور است.
پَمپ: پُمپ
پیپ: pipe - لوله - تلفظ صحیح پایپ است. تلفظ صحیح آن پایپ است.
پِستِن: پیستون - وسیله ای در پمپ ها که در سیلندر جلو و عقب می رود.
خُس و کارِس: خودش و کارش
کَلَند: کلنگ
خُس خُسو بدبخت کِرد: خودش خودش را بدبخت کرد
لیله: لوله
کِیسِن: casing - لوله جداری که در بدنه چاه برای جلوگیری از ریزش و موارد دیگر متصل می شود. تلفظ صحیح کِسین است.
تاپ دریل: top drive - وسیله ای برای بالا بردن و چرخاندن لوله - تلفظ صحیح تاپ درایو است.
شِفت: شیفت
پشت بند: غذای اضافه - نکته اینکه کمتر کسی پیدا می شود که تقاضای پشت بند نکند.
اُ لیمو: آب لیمو
واش واش: از کلمه wash می آید که منظور شستن کل سکو است.
زَیس دِزگاه: رئیس دستگاه
وَلف: valve - شیر - تلفظ صحیح آن وَلو است.
گربه آشپزخانه: به فردی که در سکو بیکار است گفته می شود چون همیشه در آشپزخانه مشغول خوردن است.
مویینگی: moving - جابجایی - که تلفظ صحیح آن موینگ است.
http://www.4shared.com/file/70500291/aeb3456e/Under_Balance_Drilling.html